آنلاین 108
پنجشنبه 26 فروردين 2721
سازمان خَبات کردستان ایران
۱۷ اکتبر در ایران!

ماردین زاهدی

سازمان ملل متحد برای اولین بار در سال ۱۹۹۲ میلادی روز ۱۷ اکتبر مصادف با ۲۵ مهرماه را به عنوان روز جهانی ریشه‌ کنی فقر به ثبت رساند.در یک گردهمایی ۱۰۰ هزار نفره در میدان تروکادروپاریس در سال ۱۹۸۷ که به یاد قربانیان فقر، گرسنگی، خشونت و ارعاب و سرکوب صورت گرفت و در رابطه با حقوق و آزادی بشر برگزار شد، روز جهانی ریشه‌ کنی فقر گرامی داشته شد.معمولا زمانی که از فقر و گرسنگی نام برده میشود, ناخوداگاه ذهنمان تصویری از کودکان سیاه آفریقایی که در مناطق بسیار محروم و یا مناطق جنگ زده هستند را برایمان مجسم میکند, کسانی که در سرزمینهای دور افتاده و بدور از هرگونه تجهیزات بروز و نیز هرگونه امکان رفاهی, با شقاوت تمام تنها در پی سیر کردن شکمشان با لقمه نانی هستند; کسانی که به دلیل فقر سرزمین و یا نداشتن حکومتی مناسب به مظلومانه ترین شیوه ممکن و تنها با حمایت نهادهای بشر دوستانه و سازمان ملل متحد در حال گذران زندگی هستند. شاید بارها برای خود ما نیز پیش آمده باشد که خواهان کمک کردن به آنها در حد توان خود باشیم و غالب اوقات با دیدن عکسهایی از افرادی از این قبیل که دارای سوء تغذیه نیز هستند, دل زده از دنیا و کارهایش شده باشیم.قطعا و با وجود اطلاعات و شناختی که مردم جهان از ایران و جایگاه دارایی هایش دارند, هرگز تصوری از فقر مطلق و یا حتی فقر سوق داده شده به ورای مرگ, در هیچ ذهن و باور دارای منطقی نخواهد گنجید. چرا که ایران با داشتن منابع فراوان زیرزمینی و نیز سرمایه های بسیار زیاد و دارا بودن مردمی غنی از فرهنگ و دانش که در  اقصی نقاط جهان درخشیده شده اند, در سیاه چال فقر و نداشتن امکانات و حقوق اولیه در باورها گنجانده نمیشود. اما وقتی از حاکمیت آخوندی سخن به میان می آید, نه منطقی خواهد ماند و نه حتی هیچگونه اصول و مبنایی در کار خواهد بود; در سرزمینی که به تنهایی به اندازه بیشتر کشورهای اروپایی ثروت و منابع زیرزمینی دارد و مردمش باید در مرفه ترین شیوه ممکن زندگی کنند, رفتن به کشورهای دیگر و استفاده از امکانان رفاهی آنها از بزرگترین ایده آل های جوانانش شده است و نیازهای اولیه ای که حق هر انسانی است را با چشم آمال و هدفی برای زندگی نظاره میکنند و بواسطه این نظام فاسد روز به روز شرایط اقتصادی و معیشتی بدتر گشته و زندگی جوانانمان در تباهی و نابودی بسر میرود. پیشتر در تاریخ ۱۸ فروردین سال ۹۷، راغفر یکی از کارشناسان اقتصادی اعلام کرده بود که بر اساس محاسبات «خط فقر مطلق» برای یک خانواده چهار نفره شهری، حدود چهار میلیون تومان است و با این مبنا ۳۳ درصد جمعیت کشور دچار «فقر مطلق» و شش درصد زیر «خط گرسنگی» هستند. وی در بخش دیگری از سخنان خود گفته بود که شش درصد از جمعیت کشور یعنی پنج میلیون نفر زیر «خط گرسنگی» هستند و درآمد آنها حتی هزینه غذایشان را تأمین نمی‌کند. اما براساس گزارش‌های منتشر شده در ماه اردیبهشت سال ۹۹، خط فقر برای یک خانوار (چهار نفره) به مرز ۹ میلیون تومان رسیده است, و حال در اینجا سوال اینست که چند خانواده چهار نفرە در ایران وجود دارند که درآمدی به این میزان داشته باشند؟ و نیز وقتی در طی دو سال نرخ تورم بیشتر از دو برابر شدت و ازدیاد نرخ پنج میلیون تومانی که برای تامین سفره خانوارها افزایش یافتە است, تا چند سال آینده وضعیت معیشتی چگونه خواهد شد و زندگی و جوانی چندین نفر از مردم تباه و فنا میشود, و همچنین این پرسش مطرح میشود که این همه سرمایه ملی چگونه و در کجا صرف میشود؟ با نگاهی به عملکرد دولتهای سر کار آمدە در ایران از اوایل قدرت گرفتن تا امروز, بسیار واضح و مبرهن است که رژیم با پیرو کردن سیاستهای خصمانه و ضد انسانی تنها به دنبال جنگ افروزی و آشوب افکنی برای رسیدن مقاصد مرتجع خود به هر قیمتی هستند. در چند سال اخیر رژیم ایران اقدام به تغذیه و ایجاد تعداد کثیری از میلیشیاهای تروریستی با هزینه های گزاف کرده است, همچنین برای بدست آوردن سلاح هسته ای, مردم کشور را زیر فشار تحریم های سنگین دولت امریکا برده است, بگونه ای که امروزه کمتر خانواده ای در ایران وجود دارد که بتواند نیازهای روزمره خود را فراهم کند که این مهم باعث ایجاد و اوج گرفتن پدیده هایی مانند زباله گردی, کارتن خوابی, گورخوابی, زورگیری, شرارت و نیز روی آوردن جوانان به کارهایی بمانند کولبری و اقدام به خرید و فروش مواردی که در قانون کشور ممنوع هستند شده است. و در نتیجه این فجایع نیز شاهد تخریب همه جانبە دیوارە سازندە جامعە و قشر جوانمان به دلیل روزمرگی و عدم برخورداری از حقوق شهروندی خود هستیم. در روزگاری کە بیشتر مناطق محرومی که در آنها تنها شاهد گرسنگی و قحطی و مشقت زندگی بوده ایم, در حال رونق گرفتن و گذر از بحران هستند, اینفوگرافی های اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم در ایران به صورت نزولی و در سراشیبی بحران قرار دارد. قابل ذکر است کە این وضعیت در مناطقی مانند کوردستان که هم در زمان پهلوی و هم در زمان رژیم منحوس خمینی مورد سرکوب و ملیتالیزه شدن قرار گرفته است بسیار وخیم و بحرانی تر است, زیرا کوردستان به دلیل دلایل مذهبی و سابقه مبارزاتی که داشته است همواره مورد سرکوب و غضب این قدرتهای دیکتاتور بوده و مستدام در پی از بین بردن ریشه ای و بنیادی جوانان و مردم کوردستان به عام بوده اند. مردم کوردستان همواره شاهد سناریوهای ضد بشری از فرمان جهاد علیه مردم مظلومش تا تغییر بافت جمعیتی و هدف قرار دادن جوانانش با مواد مخدر و بیکاری و عدم برخورداری از امکان تحصیل و همچنین رد صلاحیت برای برخورداری از مشاغل حساس اداری بوده اند که خود زمینه ساز انحرافات شغلی و نیز بیکاری و ده ها گونه دیگر از عوامل جامعه ستیز میگرد. تجربه چهل ساله حکومت کردن رژیم این واقعیت را به کرات برای ما تکرار کرده که هیچ گونه تغییری در رویه نظام و سیاستهای خصمانه اش اتفاق نخواهد افتاد, این حکومت هیچ ارزشی برای مردمش قائل نیست و بارها نیز از زبان مسئولین و زمامدارانش شنیده ایم که وضع معیشتی مردم و کوچک شدن سفره هایشان برایشان هیچ اهمیتی نداشته و با افتخار سرمایه ملی کشور را صرف کشورهای دیگری میکنند که هیچ سنخیتی با آنها ندارند. با در نظر گرفتن این وقایع و برآوردهای روزمره, این حقیقت بسیار آشکارا رخ مینماید که نظام ولایت فقیه در اوج فساد بسر برده و هدفی بجز نابودی کشور ندارد که در این راستا مردم کشور نیز باید هرچه زودتر و برای پیشگیری از وخامت هرچه بیشتر و تخریب بنیادی کشور اقدام به براندازی رژیم کرده تا ریشه های فساد و فقر و نداری خشکیده و کشور و مردمانش به آنچه که لیاقتش را دارند برسند.
تاریخ منتشر شدهت: 2020-10-16 15:29:59
بخش ( اجتماعی )





مصاحبه