آنلاین 102
پنجشنبه 26 فروردين 2721
سازمان خَبات کردستان ایران
فمنیسم رادیکال و دنیای صورتی!

ماردین زاهدی

دنیای امروز به واسطه تغییر و تحولاتی که در زمینه دانش و بهره جویی علمی و نیز استفاده بیشتر از عقل و منطق در امور روزمره داشته است,  به جهانی  تغيير يافته به لحاظ  شكوفائى فكرى در مقابل سالهای قبل شده است. دنیایی که در آن اگر ترس از واقعیت و نیت فرار از وقایع را نداشته باشیم, به آسانی میتوانیم متدهای به روز و افکار عام پسند منطقی را پیرو و اجرا کنیم.

اغلب مردم در دنیای امروز خواهان دموکراسی و  برابرى هستند، اما  افراتگراها و زیاده خواهان،تحت عنواین مختلف و با استفاده از برخی مکتب ها در پی ایجاد ظلم و ستم و دیکتاتوری هستند. معمولا وقتی از دیکتاتوری نامی برده میشود تصویر ذهنی ما منوط به مردان میشود و این نیز خود به دلیل منطق ماست که غالبا زنان را ملایم تر و لطیف تر از مردان میبینم که این امری بسیار طبیعی و قابل قبول میباشد.زنان به واسطه ظلم و ستمهایی که به بلندای تاریخ و تحت عنواین مختلف به آنها شده است بسیار شکننده تر بوده و جزء اقشار آسیب پذیرتر جامعه بشمار می آیند. این بدان معنا نیست که زنها ضعیف هستند زیرا تاریخ به کرات نشان داده است که آنها دوشادوش مردان در تمامی عرصه ها حضور فعال داشته و به هیچ وجه و هیچ گونه کمبودی نسبت به مردان ندارند و تنها به دلیل فشارها و جبر فرهنگی حاکم بر جامعه بر آنها نتوانسته اند آنگونه که باید ترقی های لازم را داشته باشند. به همین دلیل و نیز برای دفاع, ارتقای دانش, پشتیبانی, حفاظت و ... از حقوق زنان مکتبی به نام فمنیسم که خواهان برابری زن و مرد است به وجود آمد. موج اول فمنیسم از آخرین دهه قرن هجدهم در امریکای شمالی و اروپا شروع و تا پایان جنگ جهانی اول ادامه داشت; بە رسمیت شناختن حق رای, حق مالکیت و حق طلاق از خواسته های فمنیست های موج اول بود. فمنیست های موج دوم طیف گسترده تری از مسایل مربوط به زنان را مورد توجه قرار دادند; نابرابری های رسمی و غیر رسمی در خانواده, محل کار و حقوق مربوط به باروری و همچنین زنانه نگری و همچنین فرا رفتن در علم و فلسفە از جمله مسایل مطرح در این زمینه بود. از اوایل دهە هشتاد میلادی موج سوم فمنیسم شروع شد که تا بە امروز هم ادامە دارد. دفاع از تنوع و تغییر و تاکید بر اینکه زنان از رنگها, قومیت ها و ملیتها و ادیان و پیشینەهای فرهنگی متفاوتی می آیند از ویژگی های موج سوم است. فمینسم لیبرال, مارکسیست, سوسیالیست, رادیکال و فمنیسم پسا مدرن از جملە شاخە های فمنیسم هستند کە هر کدام چند بخش از موانع راهبردی در برابری زن و مرد را مورد چالش قرار داده و سعی در احقاق و یا پیشگیری از ظلم بیشتر در حقوق زنان را بر عهده دارند. نکته قابل توجه در این زمینه, طرز فکرهای متفاوت زنان است, به گونه ای که میتوان گفت برخی از زنها افکار فمنیسمی داشته اما خود را فمنیست نمیدانند و یا برخی افکار فمنیسمی نداشته اما خود را فمنیست میدانند. واقعیت امر این است که بواسطه جبر تحمیلی بر اجتماع و خصوصا جوامع دیکتاتور زده ای مانند ایران, مسایل مربوط به امور زنان بسیار سختگیرانه و در کمال نا براری اجرا میشود. تحقیر و ترور شخصیتی دختران از همان بدو تولد و تفاوت جنسیتی که بین نوزاد دختر و پسر قائل میشوند کاملا مشهود است. روند سركوب و توسرى در ايران و تحت لواى رژیم کنونی ایران  بسیار ملموس بوده و زنان مورد ظلمهای بیشماری قرار میگیرند. در دنیای مدرن امروزی که منطق سنجش رفتار یک مرد را با برخورد او با زنان برآورد میکنند,اما در ایران مردانه بودن طبق قوانین قرون وسطایی رژیم آخوندی ظلم به زنان, خواهران و دختران ميباشد و زنان بە بدترین شیوه ممکن بە قتل میرسند و قاتلانشان نهایتا بە چند سال زندان محکوم میشوند. نابرابری زن و مرد در ایران بیداد میکند و این حق هر زنی است که خواستار رسیدن به ابتدایی ترین حقوق خود که برابری با مردان است دست یابد و این امری کاملا پسندیده و قابل تقدیر است. اما بمانند اکثر مکتبها و عقاید فمنیسم نیز زیاده روی هایی تحت نام رادیکال را در خود جای داده که میتواند تا حدی مورد انتقاد قرار گیرد. رادیکال فمنیست ها معتقداند ستم بر زنان محصول نظامی مردسالارانه است که سلطه, قدرت, سلسله مراتب و رقابت از ویژگی های آن است, آنها میگویند که نظام مرد سالار اصلاح پذیر نبوده و باید آنرا ریشه کن کرد. نه تنها ساختارهای سیاسی و قانونی مرد سالاری, بلکه نهادهای اجتماعی و فرهنگی آن مثل خانواده, کلیسا و دانشگاه نیز باید سرنگون شود. نیاز انسان برای پیشبرد اهداف بشر دوستانه و جدای از تبعیض های نژادی و جنسیتی و تلاش برای به ثمر رساندنش از پسندیده ترین اعمال ممکن است, هدفی بزرگ که تا حد زیادی میتواند به تثبیت جامعه و ترقی هرچه بیشترش کمک چشگمیری داشته باشد. مبحث زنان و حقوقشان از پر طرفدارتن مباحث و تبدیل به ترندی پر قدرت شده و هر روزه نیز به آن افزوده میشود. تلاش زنان در این موارد ستودنی بوده و توانسته اند تا حد قابل توجهی با همکاری یکدیگر و با پشتیبانی از هم بر دشواری های آن چیره شوند. اما متاسفانه برخی از زنان با کج فهمی و یا عامدانه کمر به دشمنی با مردان بسته و با اتکا به این منطق که بعد از سالها ظلم بر زنان اکنون نوبت ماست, در حال به بیراه بردن خود هستند. زنانی که میخواهند دنیا را صورتی کرده و هیچ اثری از هیچ رنگ دیگری باقی نماند, بدین معنا که نظام مرد سالار جایگاهش را با نظام زن سالار عوض کرده و عرصه برای تاختن زنان فراهم گردد. زنانی که خود را مشروع به هر رفتار یا گفتاری میداند و اگر مخالفشان باشی با بهره کشی از ترندشدنشان در پی سرکوب آلترناتیوهایشان هستند. بدیهیست که نه نظام مرد سالار و نه نظام زن سالار نمیتواند مشروعیتی داشته باشد, زنان و مردان در جامعه باید در یک سطح قرار داشته باشند و باهم و در کنار هم و بدون هرگونه تبعیض زندگی کنند. بهره کشی احساسی, سوء استفاده از وضعیت, مظلوم نمایی, تحریف موضوعی و ... از عواملی هستند که میتواند لطمه های زیادی به روابط زن و مرد در جامعه وارد کند. بدون شک موارد ذکر شده برای زنان و نیز مواردی از قبیل حس مالکیت, خواست برای تثبیت وضع موجود, احساس برتری و .... برای مردان نیز به همان شیوه میتواند این ارتباط را مسموم کرده و تنشها را شدیدتر کند, بدین دلیل هر رفتار غير اصولى از جانب زنان و مردان غیر منطقی و محکوم به فنا است. یک جامعه زمانی میتواند مفهوم واقعی برابری پیدا کند که بتوان بدون در نظر گرفتن این که شخصی زن یا مرد است, دیدگاهی یکسان بر او داشته و هم از جانب زنان و هم مردان تعادل برقرار شده باشد.اصلاح چنین جامعه ای با مشقات زیادی روبرو بوده و تنها با همکاری هر دو جنسیت قابل تغییر میباشد.
تاریخ منتشر شدهت: 2021-02-16 07:00:31
بخش ( سیاسی )





مصاحبه